پاییز بود. برای دیدن طبیعت به جنگلهای قدیمی شهر گرگان رفته بودم، جایی میان درختان بلند و باشکوه. درختها آنقدر عظیم بودند که آفتاب بهسختی از میانشان عبور میکرد، اما بازتاب نور خورشید از لابهلای برگها روی تنهها و شاخهها میرقصید. در همان لحظه ایستادم، محو آن نورِ در حرکت. با این صحنه ارتباطی عمیق برقرار کردم و تصمیم گرفتم آن را ثبت کنم؛ لحظهای ساکت اما زنده، میان برگها و نور.