اولین تجربهی نقاشی من در دل طبیعت با این اثر آغاز شد. با ترس و استرس، بوم و رنگها را برداشتم و ساعت شش صبح، زمانی که هیچکس در اطراف نبود، به دل طبیعت رفتم. دنبال سوژه میگشتم، اما چیزی توجهام را جلب نمیکرد. نشستم، سرم را بالا گرفتم و ناگهان نوری از پشت شاخهای به چشمم خورد. توجهام به درخشندگی برگهایی جلب شد که نور خورشید آنها را روشن و زنده کرده بود. آن لحظه قلبم را تکان داد و تصمیم گرفتم این تابلو را اجرا کنم.